X
تبلیغات
عصر ظهور

    

        

صفحه اصلی | عناوین مطالب | تماس با من | پروفایل

آخرین مطالب

پدرم عزیزم روزت مبارک.........
خدا یا منو ببخش!
زندگی خدایی
آقا قهر نکن بیا...........!!!!
مهدی فاطمه
حجر بن عدي
مادرم
صدیقه ی پیامبر
خنده های تلخ.......!!
عزت نفس انسان از منظر قرآن کریم

پیوندها

زادگاه من( توسط اسلام نوروزی)
من آن بنده ام آن دم که ساقی گوید
نسیم وحی
انتظار
ولایت
مجنون تر از فر هاد
نگاه خاکستری
ریحانة النبی
شبیر (ع)
عطر نرگس
نور
قیام قلم
چشم به راه مهدی
کانون فرهنگی معبر (عاشقان شهادت)
دنیای من
چیزهایی که برام جالبه
مهدویت
ضیافت نور
تورامن چشم در راهم
صالحون (قالب مذهبی)
پدرم عزیزم روزت مبارک.........

Click for larger version

 

Click for larger version 

 

چون سایه ی رب بر سر ما سایه پدر بود

برسایه ی رب در صحف همسایه پدر بود

ایزد چو بفرمود که او رب صغیر است

در دفتر عشق آیه و سرمایه پدر بود

.

.

.

.

 

دست های پر توانت ، همیشه بزرگ ترین حامی زندگی ام بوده .

آغوش امن تو بهترین جا برای فراموشی غم های زندگیم

روزت مبارک بابای گلم ، دوستت دارم

Click for larger version

 

 

 

[ جمعه سوم خرداد 1392 ] [ 17:17 ] [ یاس سپید ]

[ ]

خدا یا منو ببخش!

خدایا، من دلم قرصه!.......... کسی غیر از تو با من نیست

...
خیالت از زمین راحت......... که حتی روز ،روشن نیست

...
کسی اینجا نمی بینه....... که دنیا زیر چشماته.

...
یه عمره یادمون رفته!........ زمین دار مکافاته.

...
فراموشم شده گاهی....... که این پایین چه ها کردم!

...

که روزی باید، از اینجا...... بازم پیش تو برگردم

...
خدایا وقت برگشتن، ....... یه کم با من مدارا کن

...
شنیدم گرمه اغوشت...... اگه میشه منم جا کن....

 

[ جمعه سوم خرداد 1392 ] [ 17:9 ] [ یاس سپید ]

[ ]

زندگی خدایی
چرا خداوند درحالی که خودش ما را خلق کرده،براي ما قوانين قرار داده‌است؟
انسان موجودي مختار و داراي دو نوع گرايش معنوي و حيواني است ; ملائكه فقط داراي گرايش معنوي و فاقد تمايلات حيواني اند و حيوانات فاقد گرايش هاي معنوي هستند. از اين رو اگر انسان با اختيار خود, راه تكامل به سوي خدا را بپيمايد, از ملائكه برتر خواهد شد; زيرا آنان در كمالات خود فاقد گرايش هاي بازدارنده ي حيواني اند. اما اگر انسان تنها به تمايلات حيواني خود پاسخ داد, از حيوانات پست تر خواهد شد; چرا كه آنها در برابر تمايلات حيواني شان فاقد گرايش هاي معنوي بلند انسان اند.

در حديث آمد كه خلاق مجيد خلق عالم را سه گونه آفريد يك گروه را جمله عقل و علم و جودآن فرشته است و نداند جز سجود نيست اندر عنصرش حرص و هوانور مطلق زنده از عشق خدا يك گروه ديگر از دانش تهي ،همچو حيوان از علف در فربهي او نبيند جز كه اصطبل و علفاز شقاوت مانده است و از شرف
و آن سوم هست آدميزاد و بشراز فرشته نيمي و نيمش ز خر نيم خر خود مايل سفلي بودنيم ديگر مايل علوي شود تا كدامين غالب آيد در نبردزين دوگانه تا كدامين برد نرد.

دوم . لازمه ي آفرينش موجود مختار و كمال مند, اين است كه براي آن موجود, زمينه ي مخالفت نيز فراهم باشد; يعني، بتواند با دستورات مخالفت كند و در عين حال , راه بندگي و اطاعت را انتخاب كند. چرا كه اگر براي اين موجود, فقط راه اطاعت باز باشد, اطاعت او مانند ملائكه خواهد بود. پس اگر فرض كنيم كه خداوند, به حكمت خودش , بايد فقط انسان هايي را بيافريند كه اطاعت مي كنند; اين بدان معنا است كه آفرينش گنه كاران , ممتنع باشد, و نتيجه ي آن , امتناع مخالفت انسان با خدا است .

 
 
 

روشن است كه چنين امتناعي با اصل هدف آفرينش انسان , منافات دارد. پس نه تنها حكمت اقتضا نمي كند كه خداوند, فقط بايد انسان هاي مطيع را بيافريند; بلكه اقتضا مي كند كه براي موجوداتي كه آفريده , راه مخالفت را بازبگذارد. لازمه ي آفرينش كمال اختياري , اين است كه خداوند امكان كفر و مخالفت را براي انسان بازبگذارد. پس اگر نظام آفرينش به گونه اي بود كه فقط انسان مطيع امكان وجود داشت , چنين نظامي با حكمت آفرينش انسان , منافات پيدا مي كرد.

سوم . معمولا" انسان هاي گنه كار نيز, كارهاي نيكي انجام مي دهند و كمتر انساني است كه كفر, عناد و مخالفت با خدا, همه ي وجود او را فرا گرفته باشد. همان كارهاي نيك و خوب گنه كاران , كمال اختياري آنان است و ارزش آفرينش را داشت . آنان با همان كمال اختياري , مي توانند مشمول رحمت الهي شوند. هر چند كه حتي اگر كفر تمام وجود انساني را فراگيرد, باز حكمت اقتضا مي كرد كه آفريده شود, زيرا همو نيز موجودي است كه مي تواند با اختيار خود به كمال برسد.

چهارم . خداوند, انسان را مختار آفريد و فاعل گناه , خود انسان مختار و آزاد است . پس اين صحيح نيست كه بگوييم : »خداوند انسان گنه كار را آفريد«; چرا كه اين سخن موهم آن است كه گنه كاري انسان نيز در اصل آفرينش او است ; در حالي كه فقط امكان گناه در اصل آفرينش , مربوط به خداوند است , و انتخاب كفر و گناه , كار خود انسان مي باشد, همان گونه كه انتخاب ايمان و اطاعت نيز با خود انسان است . پس بايد گفت : «خداوند, انسان را مختار آفريد تا ايمان و بندگي را برگزيند; نه كفر و مخالفت را» و اين از دو آيه زير به دست مي آيد:

«انا هديناه السبيل اما شاكرا" و اما كفورا»؛ (انسان , آيه 3).

«و ما خلقت الجن و الانس الا ليعبدون»؛(ذاريات , آيه 56).


پنجم . اين سخن كه : «اگر خداوند او را خلق نمي كرد, دچار عذاب هم نمي شد»، به عنوان «سالبه به انتفا موضوع» صحيح است ; يعني , چون اصلا" موجود نيست , عذاب هم نمي شد. اما اين مطلب , به اشكال شما پاسخ نمي دهد, و آن نكته ي خلاف حكمت يا خلاف عدالت را كه در ذهن شما هست , برطرف نمي كند; چرا كه در اين صورت , دنيا فقط جاي انسان هاي مطيع بود و قهرا" اطاعت آنان نيز, از روي اجبار و غيراختياري مي شد. خواسته شما اين است كه در همين دنيايي كه انسان , اختيار و امكان اطاعت و مخالفت دارد; خداوند فقط انسان هاي مطيع را بيافريند. اين خواست , در درون خود تناقض دارد; زيرا از يك سو مي خواهد, انسان بتواند گناه كند; و از سوي ديگر مي خواهد خداوند, راه گناه را بر انسان ببندد. در پايان , دو نتيجه عمده از پاسخ اين سؤال برداشت مي شود:

1. خداوند براي آفرينش كمال اختياري , انسان را با دو نوع گرايش و مختار و آزاد آفريد تا با اختيار خود, راه كمال را بپيمايد. در اين مسير امكان دارد برخي از انسان ها راه مخالفت را انتخاب كنند, اما به هر حال امكان پيدايش انسان گنه كار, لازمه ي آفرينش انسان است .

2. اعمال نيك و بد انسان , مستقيما" به خود انسان منتسب مي شود و آنچه مستقيما" و بدون واسطه به خدا منتسب است , اعطاي اختيار كار نيك و بد است ; نه خود عمل . پس خداوند كافر و گنه كار را كافر و گنه كار خلق نكرده است.
  
 
 

[ جمعه سی ام فروردین 1392 ] [ 16:28 ] [ یاس سپید ]

[ ]

آقا قهر نکن بیا...........!!!!
العجل العجل یا مولا یا صاحب الزمان(عج)
 
 
 

مرحوم آيت الله مجتهدي تهراني (ره):

يک روز،پس ازاقامه نمازپشت سرآيت الله مدني،ديدم که ايشان شديدادارندگريه مي‌کنندرفتم پيش آيت الله مدني وگفتم:ببخشيد،اتفاقي افتاده که اين طورشما به گريه افتاده‌ايد؟ايشان فرمودند:يک لحظه،امام زمان (عج)راديدم که به پشت سرمن اشاره نموده وفرمودند:آقاي مدني!نگاه کن!شيعيان من بعدازنماز،سريع مي‌رونددنبال کارخودشان وهيچکدام براي فرج من دعا نمي‌کنند. انگارنه انگارکه امام زمانشان غايب است!»ومن ازگلايه امام زمان (عج) به گريه افتادم.

يا صاحب الزمان... ببخش آقا... هميشه دم از تو ميزنيم اما در عمل... چه بگويم كه تو خود از اعمال و كردار و درون ما آگاهي.

         دعا پشت دعا برای امدنت        

گناه پشت گناه برای نیامدنت

 

منبع :بر گرفته از وب سایت رهبرم سید علی

 

 

[ سه شنبه هشتم اسفند 1391 ] [ 1:32 ] [ یاس سپید ]

[ ]

مهدی فاطمه

 

 

 

yaabasalehalmahdi909.blogfa.com

 

 

  تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

ماراگلی از روی توچیدن نگذارند
چیدن چه خیال است که دیدن نگذارند
گفتم شنود مژده دیدار تو گوشم
آن نیز شنیدم که شنیدن نگذارند

 

  تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com
 

 
من دردتورا زدست آسان ندهم
دل برنکنم زدوست تا جان ندهم
ازدوست به یادگار دردی دارم
آن درد به صدهزاردرمان ندهم
 
 
 
  

[ سه شنبه سی ام آبان 1391 ] [ 17:33 ] [ یاس سپید ]

[ ]

حجر بن عدي
حجر بن عدي

ما خنجر عشق در غلافيم

با خصم علي در اختلافيم

امروز اگر شكافت يك قبر

يكروز دو قبر ميشكافيم

******

شيعه تنها مدداز حيدر گيرد

از دل خاك چو حجربن عدي پر گيرد

در دفاع از حرم دختر مولا حتي

او كفن پاره كند زندگي از سرگيرد


بر وهابيت لعنت.....


برچسب‌ها: حجربن عدي, كفن, قبر, حيدر

[ چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1392 ] [ 18:16 ] [ یاس سپید ]

[ ]

مادرم

ببخش مادر

 جوانی‌هایت را


 با بچگی‌هایم پیر کردم ..........


مرا به موی سپیدت ببخش مادر!!!

[ چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1392 ] [ 23:2 ] [ یاس سپید ]

[ ]

صدیقه ی پیامبر

hazrate fateme 16 300x180 دانلود تصاوير پس زمينه رایانه ویژه ایام فاطمیه

 

از ازل تاج شرافت را به زهرا داده اند

مهر تایید شفاعت را به زهرا داده اند

آل حیدر یک طرف زهرای اطهر یک طرف

پاسداری از ولایت را به زهرا داده اند

 

شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) تسلیت باد

 

[ شنبه بیست و چهارم فروردین 1392 ] [ 18:11 ] [ یاس سپید ]

[ ]

خنده های تلخ.......!!
چقدر خنده داره ......؟؟

چقدر خنده داره که صد هزار  تومان کمک در راه خدامبلغ خیلی زیادیه،اما وقتی که با همان مقدار پول به خرید می ریم ،خیلی کم به چشم میاد !!

چقدر خنده داره که یه ساعت عبادت تو مسجد ،طولانی به نظر میاد، اما یه ساعت فیلم دیدن ،به سر عت می گذره!!

چقدر خنده داره که وقتی مسابقه ی ورزشی تیم محبوبمون به وقت اضافی می کشه ،لذت می بریم و از هیجان تو پوست خودمون نمی گنجیم ،اما وقتی مراسم دعا و نیایش طولانی از حدش می شه، زود شکایت می کنیم و آزرده خاطر می شیم!!

چقدر خنده داره که خوندن یه  صفحه یا بخشی از قر آن سخته،اما خوندن صد سطر کتاب رمان خیلی آسونه!!

چقدر خنده داره که یه ساعت خلوت با خدادیر و طاقت فرساست،ولی ۹۰دقیقه بازی یه فوتبال مثل باد می گذره!! 

چقدر خنده داره که همیشه سعی می کنیم ردیف جلوی صندلی های یه کنسرت یا مسابقه رو رزرو کنیم،اما به آخرین صف نماز جماعت یه مسجد تمایل نداریم !!

چقدر خنده داره که شایعات روز نامه هارو به راحتی باور می کنیم،اما سخنان قرآن به سختی باورمون میشه!!

چقدر خنده داره که همه ی مردم می خوان بدونه این که به چیزی اعتقاد پیدا کنن یا کاری در راه خدا انجام بدن،به بهشت برن!! در حالی که اینگونه است "بهشت را به بها می دهند نه به بهانه........

چقدر خنده داره که وقتی جوکی رو از طریق پیام کوتاه یا ایمیل به دیگران ارسال می کنیم،به سر عت آتشی که تو جنگلی انداخته بشه،همه جارو فرا می گیره، اما وقتی سخن حق الهی رو می شنویم،دو برابر در مورد گفتن یا نگفتن اون فکر می کنیم!!

چقدر خنده داره! این طور نیست؟

دارین می خندین؟

دارین فکر می کنین؟

این حرف هارو به گوش بقیه هم برسونین و از خداوند سپاس گذار باشین که او خدای دوست داشتنی ماست.

آیا این خنده دار نیست که وقتی می خواین این حرف هارو به بقیه بزنین، خیلی هارو از لیست خود پاک می کنین به خاطر این که مطمعنین اونا به هیچ چیز اعتقاد ندارن.

این اشتباه بزرگیه اگه فکر کنین دیگران اعتقادشون از ما ضعیف تره یا اگه بهشون این حرف هارو بگیم ممکنه فکر کنن که ما کوتاه فکریم

دوستای خوب بیاین از همین حالا به بعد به خاطر خدا و وجود نازنین آقا امام زمان (عج) گناه رو ترک کنیم

تا هم خدا و هم چهار ده معصوم ازمون راضی باشن انشاا..........فقط مواظب باش یه وقت شیطان قولت نزنه باشه....!!؟

منبع :ماهنامه شهریور 

[ چهارشنبه شانزدهم اسفند 1391 ] [ 11:56 ] [ یاس سپید ]

[ ]

عزت نفس انسان از منظر قرآن کریم

 

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

عزت نفس حالتی است در انسان که که نمی گذارد انسان مغلوب شودو شکست بخورد، که اصل آن از «ارض عزاز» به معنی زمین سفت گر فته شده است.خداوند  برای انسان در اساس انسان بودنش بهره وری هایی را فراهم آورده که مایه امتیاز او از عیر انسان هاست و به سبب آن وی را بزرگوار و مکرّ م داشته است.

 آیه «وَ لَقَدْ کَرَّمْنا بَنِی آدَمَ»اصل عزت ناظر به این معناست که باید انسان مکرّم را عزیز داشت و مایه های عزت نفس او را هم فراهم آورد.به عبارت دیگر: می توان گفت عزت حاصل کرامت است یاعزت،کرامت مضاعف است. سر چشمه ی این عزت ازذات  باری تعالی نشات می گیرد.تنها ذات پاک خداوند،شکست ناپذیر است و هیچ چیز از هیچ جهت بر او قهر و غلبه ندارد و او بر همه چیز از هر جهت غلبه دارد. کلام نور (قران عظیم) سوره ی نسا ء                                

« الَّذِينَ يَتَّخِذُونَ الْكافِرِينَ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ أَ يَبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعاً » نساء آیه ی " ۱۳۹" 

«آشنایی با قوانین و سنن ثابت الهی از طریق قر آن»

بر جهان تکوین یک سلسله قوانین و نوامیسقطعی وغیر قابل تخلف حکمفر ماستکه قر آن از آن به سنت های الهی تعبیر کرده است. این قوانین هم بر  گذشته و هم امروز و فردا حاکم است.موجودات طبیعت در تعغیر و تبدیلند، اما نظامات طبیعتثابت و لا یتغیرند. موجودات طبیعت متغیر و متکاملند ودر مسیر های مختلف قرار می گیرند،گاه تند می روند وگاه کند. عوامل مختلف سر نوشت انها را تغیر می دهد،اما نظامات طبیعت نه متغیرند و نه متکامل،بلکه ثابت و یکنواختند.

قران کریم از این نظامات نا متغیر به «سنت الهی» چنین تعبیر می کند.

62. سُنَّةَ اللَّهِ فِي الَّذِينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلُ وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِيلاً *

  

 

[ سه شنبه هفدهم بهمن 1391 ] [ 1:39 ] [ یاس سپید ]

[ ]

شعر
 

                          قر آندی بیزه مکتب دین پیر سعادت 

                        قر آندی بیزی ایلین ا  ســلامی هدایت

                           مدعی گوید که با یک گل نمی آید بهار

                          من گلی دارم که دنیا را گلستان می کند

          چشم به راه مهدی

درد عشقی کشیده​ام که مپرس

 

زهر هجری چشیده​ام که مپرس

گشته​ام در جهان و آخر کار

 

دلبری برگزیده​ام که مپرس

آن چنان در هوای خاک درش

 

می​رود آب دیده​ام که مپرس

من به گوش خود از دهانش دوش

 

سخنانی شنیده​ام که مپرس

سوی من لب چه می​گزی که مگوی

 

لب لعلی گزیده​ام که مپرس

بی تو در کلبه گدایی خویش

 

رنج​هایی کشیده​ام که مپرس

همچو حافظ غریب در ره عشق

 

به مقامی رسیده​ام که مپرس

حافظ

[ سه شنبه هفدهم بهمن 1391 ] [ 0:36 ] [ یاس سپید ]

[ ]

مکافات عمل

بسم الله الر حمن الرحیم

یکی از قوانین مهم جهان که قران کریم آن را بیان کرده ،قانون پژواک عمل انسان هاست. اکثر مردم چنین می پندارند که وقتی کاری انجام می دهند،دیگر هیچ رابطه ای با کرده ی خود ندارند و همه چیز تمام می شودو حداکثر در قیامت به پاداش یا کیفر کرده ی خویش می رسند.حال آنکه اینگونه نیست، باز تاب عمل به ما بر می گردد وبر اساس قوانینی که خداوند متعال بر جهان هستی حکمفرما کرده، کار بد و نیک ما در همین جهان بر ما تا ثیر می گذارد.در آیه ۹۶ سوره ی اعراف چنین آمده است:

96. وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الأَْرْضِ وَ لكِنْ كَذَّبُوا فَأَخَذْناهُمْ بِما كانُوا يَكْسِبُونَ 

. و چنانچه مردم شهر و دیار همه ایمان آورده و پرهیز گار می شدند همانا ما در های برکات زمین و آسمان را به روی انها می گشودیم،ولی چون {پیامبران خدا و آیات} را تکذیب کردند ما هم آنها را به کیفر کردار زشتشان رساندیم" در این آیه ایمان و تقوارا باعث خیر برکت در دنیا ، و بی ایمانی و تکذیب آیات الهی را باعث بد بختی و شقاوت انسان بر شمرده است. چمچنین در آیه ۳۰سوره ی  شوری می خوانیم:

30. وَ ما أَصابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ وَ يَعْفُوا عَنْ كَثِيرٍ "

 مصیبت هایی که به شما می رسد همه به دست خود شما پدید آمده البته خدا از بسیاری از گناهان شما نیز در می گذرد". در این آیه، خداوند رنج ومصیبت های انسان هارا به  کارهاو افتار های خود آنان  نسبت می دهد.روایات فراوانی هم از اهل بیت رسیده که این حقیقت قرانی را مورد تاکید قرار می دهد.شاعران و ادیبان ایرانی و مردم خوش فارسی زبان نیز این قانون را مورد توجه قرار داده وبازیباترین عباراتو دقیق ترین تشبی هاتو شیرین ترین تمثیلات به بیان ان پرداخته اند. که از نمو نه ی انها عبارتند:

۱. آنچه بر ما می رسد آن هم زماست(مولوی)

۲.آنچه دی کاشته ای می کنی امروز درو،طمع خوشه ی گندم مکن از دانه ی جو.

 ۳. از هر دست بدهی از همان دست می گیری .

۴.نیکی کردی امید وار باش، بدی کردی خبردار باش!!

۵.با این که خداوند رحیم است و کریم، گندم ندهد بار چو جو می کاری.(مولوی)

[ شنبه چهاردهم بهمن 1391 ] [ 16:8 ] [ یاس سپید ]

[ ]

گالری عکس های

 

 

http://s2.picofile.com/file/7715701391/587760_u8qh4b8t.jpg 

 

تا به حال کجادیدی روی ماشین کهنه و فرسوده چادر بکشن؟؟؟؟!!!

یه کم فکر کنی به نتیجه خوبی می رسی......

 

 

 

222 اس ام اس تبریک آغاز امامت امام زمان (عج)

آغازامامت حضرت گل سرسبدعالم هستی  حضرت حجه بن الحسن امام زمان (عج)

برشمامبارک.

سر راهت در انتظارم … برده هجرت صبر و قرارم …

جز ظهورت ای گل زهرا … به خدا حاجتی ندارم…

کجایى اى همیشه پیدا از پس ابرهاى غیبت؟

 

[ یکشنبه یکم بهمن 1391 ] [ 19:13 ] [ یاس سپید ]

[ ]

اشتباه مرد

 

شب های دراز بی عبادت چه کنم
طبعم به گناه کرده عادت چه کنم
گویند کریم است و گنه می بخشد
گیرم که ببخشد ز خجالت چه کنم

داستان خدا شناسی

مردی می خواست کاملا خدا را بشناسد .ابتدا به سراغ افراد و کتاب های مذهبی رفت .اما هرچه جلوتر رفت گیج تر شد افراد و کتاب های نوع دیگر را هم امتحان کرد اما به جایی نر سید . خسته و ناامید راه دریا را در پیش گرفت و کنار ساحل کودکی را دید که مشغول پر کردن سطل کوچکی از اب دریا بود . سطل پر و سر ریز می شد اما کودک همچنان آب می ریخت .

مرد پرسید: چه می کنی ؟ کودک جواب داد :به دوستم قول دادم تمام آب دریا را در این سطل بریزم و برایش ببرم !! تصمیم گرفت پسر را نصیحت کند و اشتبا هش را به او بگوید ، اما ناگهان به اشتباه خودش هم پی برد که می خواست با ذهن کوچکش خدارا بشناسد و کل هستی را در ان جادهد ! فهمید که با دلش باید به سراغ خدا برود .

به کودک گفت من و تو یک اشتباه را مر تکب شده ایم ))!!   مولوی می گوید :

هر چه اندیشی پذیرای فناست     ***          آنچه در اندیشه ناید ان خداست

 

ضرب المثلی از قرآن در مورد ربا خواران

!!بسان دیوانگان فاقد تعادل!!

 

275. الَّذِينَ يَأْكُلُونَ الرِّبا لا يَقُومُونَ إِلاَّ كَما يَقُومُ الَّذِي يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطانُ مِنَ الْمَسِّ ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قالُوا إِنَّمَا الْبَيْعُ

 مِثْلُ الرِّبا وَ أَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ وَ حَرَّمَ الرِّبا فَمَنْ جاءَهُ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّهِ فَانْتَهى فَلَهُ ما سَلَفَ وَ أَمْرُهُ إِلَى اللَّهِ وَ مَنْ

 عادَ فَأُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِيها خالِدُونَ

خداوند در سوره ی  بقره آیه ی ۲۷۸به مسلمانان که حتی پس از تحریم ربااز آن دست بر نداشته بودندچنین هشدار میدهد و می فر ماید:

. يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ذَرُوا ما بَقِيَ مِنَ الرِّبا إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ

 (( ای کسانی که ایمان آور ده اید از خدا بترسید و آنچه از مطالبات ربا باقی مانده رها کنید اگر ایمان دارید.))

 

[ چهارشنبه ششم دی 1391 ] [ 14:10 ] [ یاس سپید ]

[ ]

به حساب خود رسیدگی کنیم

چه بایدکـــــــــــــــرد؟

۱-محاسبه ی نفس

قبل از انکه به حسابتان برسند،به حساب خودتان برسیدو خود را وزن کنید،قبل از این که وزن شویدو خود را به نمایشگاه بزرگ اللهی اماده کنید!!!!

۲-چرا غفلت؟!!

شخصی که اهل معرفت و با تقوا بودیکروز به حساب خود رسیدگی کردو با با خود گفت :اگر من هرروز یک گناه انجام داده باشم در این شصت سال عمرم بیست و یک هزاروپانصد بار گناه کرده ام! این را گفت و بیهوش افتاد

۲۱۵۰۰=۳۶۵×۶۰

منبع:قصارالجمل ج۱ص۱۴۵ ــــ منارلآخره ص

 
 

[ شنبه دوم دی 1391 ] [ 15:53 ] [ یاس سپید ]

[ ]

ملاک های ارزش انسان از دید گاه قرآن نزد خداوند

ملاک های ارزش انسان از دید گاه قرآن نزد خداوند

در آیه ی ۲۲سوره ی انفال آمده است بدترین موجودات در نزد خداوند کر و لال هایی هستند که عقل خود را به کار نمی بندند" از این ایه ی کوتاه چند نکته ی بلند فهمیده می شود که در ذیل به پاره ای از آنها اشاره می کنیم:

22. إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذِينَ لا يَعْقِلُونَ

۱. میان شنیدن حق وگفتن حق و تعقل کردن، رابطه ی متقابلی وجود دارد

۲. ناشنوای واقعی کسی است که نخواهد حق را بشنود.

۳.گنگ واقعی کسی هست که نخواهد حق را بیان کند.

۴.نابخرد واقعی کسی هست که در رابطه با حق،ناشنوا وگنگ باشد.

۵. آنکه تعقل نکند ،نمی تواند حق را بگوید و بشنود.

 

عکس های زیبا از قرآن کریم

 

[ چهارشنبه بیست و نهم آذر 1391 ] [ 1:31 ] [ یاس سپید ]

[ ]

ایات قرآن

 

اشاره هر کدام از ایات  قرآن در مورد  انسان ها*

۱.آزمایش همه ی انسان ها سنّت الهی :

آل عمران آیه ی :  179. ما كانَ اللَّهُ لِيَذَرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلى ما أَنْتُمْ عَلَيْهِ حَتَّى يَمِيزَ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ وَ ما

كانَ اللَّهُ لِيُطْلِعَكُمْ عَلَى الْغَيْبِ وَ لكِنَّ اللَّهَ يَجْتَبِي مِنْ رُسُلِهِ مَنْ يَشاءُ فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ إِنْ تُؤْمِنُوا

 وَ تَتَّقُوا فَلَكُمْ أَجْرٌ عَظِيمٌ

۲.جداسازی صفوف مجاهدان و صابران از عیر انها:

31. وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ حَتَّى نَعْلَمَ الْمُجاهِدِينَ مِنْكُمْ وَ الصَّابِرِينَ وَ نَبْلُوَا أَخْبارَكُمْ

 ۳.برای کار بهتر

 إِنَّا جَعَلْنا ما عَلَى الأَْرْضِ زِينَةً لَها لِنَبْلُوَهُمْ أَيُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً

 سوره ی کهف آیه ی ۷

 الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَياةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْغَفُورُ

سوره ی ملک آیه ی ۲

نایت اسکین

 

 

 

[ پنجشنبه بیست و سوم آذر 1391 ] [ 1:30 ] [ یاس سپید ]

[ ]

سید الشهدا

 

السلام علیک  یا ساقی کربلا *

 

 

 
شب عاشورا چه گذشت ؟

ماجرای عصر تاسوعا و شب عاشورا

در شب عاشورا از ناحیه امام حسین در خواستی برای انجام چهار امر مهم از سپاه کفر شد . بعد از این که حضرت عباس در عصر تاسوعا خبر آمدن سپاه ابن زیاد را داد امام حسین به حضرت عباس فرمود : ارجع الیهم فان استطعت أن تأخرهم الی غدوة وتدفعهم عن العشیة لعلنا نصلی لربنا اللیله و ندعوه و نستغفره فهو یعلم أنی أحب الصلوة له و تلاوت کتابه و کثرة الدعا و الاستغفار .
امام حسین در شب عاشورا فرمود: ای عباسم برگرد به سوی آنها تا اگر در توان تو بود آنها را تا صبح به تأخیر بیاندازی و آنها را امشب دفع کنی تا شاید ما امشب را برای پروردگارمان نماز بگذاریم و او را بخوانیم و دعا کنیم و استغفار کنیم که او میداند که همانا من نماز برای او را و تلاوت کتابش قرآن را و زیاد دعا و استغفار کردن را دوست دارم . بعد از این که حضرت عباس در شب عاشورا خبر را آورد یکی از آن نانجیب ها به عمر سعد گفت که ما اگر طایفه ترک و دیلم هم از ما درخواست می کردند به آنها امشب مهلت می دادیم  و حال آن که اینها آل محمد هستند و لذا عمر سعد قبول کرد .

استغفار

نماز

دعا

انی احب تلاوت کتابه

            ********        
اصلا تمام ، زیر سر چشمهای توست
دلهای سنگ را به نگاهی طلا کنی
این کیمیا گری هنر چشمهای توست.
.
.
چشمی که در بهشت تو گریان نمی شود
باید حواله داد به دست جهنمش …
.
.
.
تا که ما همسفر عشق به افلاک شویم
بار الها مددی کن که همه پاک شویم
دست تقدیر چنان کن که پس از دادن جان
در جوار حرم عشق همه خاک شویم


                                    
   بو حسین کیمدی کی عالم هامی دیوانه سیدیر  

                                            بو نجه شمعدی جانلار هامی پروانه سیدیر

                                              

باز این چه شورش است مگر محشر آمده
خورشید سر برهنه به صحرا در آمده

آتش به کام و زلف پریشان و سرخ روی
این آفتاب از افقی دیگر آمده

چون روز روشن است که قصدش مصاف نیست
این شاه کم سپاه که بی لشکر آمده

یاران نظر کنید به پهلو گرفتنش
این کشتی نجات که بی لنگر آمده

“شاعر شکست خورده ی توفان واژه هاست”

یا این غزل بهانه ی چشم تر آمده ؟

بانگ فیاسیوف خذینی است بر لبش
خنجر فروگذاشته با حنجر آمده…

آورده با خودش همه از کوچک و بزرگ
اصغر بغل گرفته و با اکبر آمده

ای تشنگان سوخته لب تشنگی بس است
سر برکنید ساقی آب آور آمده

این ساقی علم به کف بی بدیل کیست ؟
عطشان در آب رفته و عطشان تر آمده

این ساقی رشید که در بزم می کشان
بی دست و بی پیاله و بی ساغر آمده

آتش به خیمه های دل عاشقان زده
این آتشی که رفته و خاکستر آمده

آبی نمانده روزه بگیرید نخل ها
نخل امید رفته ولی بی سر آمده

جای شریف بوسه ی پیغمبر خداست
این نیزه ای که از همه بالاتر آمده

آن سر که تا همیشه سر از آفتاب بود
امشب به خون نشسته به تشت زر آمده

ای دست پر سخاوت روشن گشوده شو
در یوزه ای به نیت انگشتر آمده

بوی بهشت دارد و همواره زنده است
این باغ گل به چشمت اگر پرپر آمده

بگذار تا دمی به جمالت نظر کنم
هفتاد و دومین گل از خون بر آمده

باز از سینه دلم – با دل خون-پای برهنه زده بیرون-به گمانم شده مجنون
به کجا میبردم این که چنین بال کشیده است و پریده است و رهیده است
چه جانکاه – کشید از دل خون آه –
دلم سوخت برای دلم و تا که نشستم به بر حرف دل خویش
شنیدم که به لب ندبه کنان – مویه کنان – موی کنان
آه کشان – از دل و جان – گفت :سوال از چه ؟
ببین حال شب و روزم و این غصه جانسوز

 

ای کوفیان چه شد سخن بیعت حسین
و آن نامه‌ها و آرزوی خدمت حسین
ای قوم بی‌حیا چه شد آن شوق و اشتیاق
آن جد و هد درطلب حضرت حسین
از نامه‌های شوم شما مسلم عقیل
با خویش کرد خوش الم فرقت حسین
با خود هزار گونه مشقت قرار داد
اول یکی جدا شدن از صحبت حسین
او را به دست اهل مشقت گذاشتید
کو حرمت پیمبر و کو حرمت حسین
ای وای بر شما و به محرومی شما
افتد چو کار با نظر رحمت حسین

دیوان حشر چون شود و آورد بتول
پر خون به پای عرش خدا کسوت حسین
حالی شود که پرده ز قهر خدا فتد
و ز بیم لرزه بر بدن انبیا فتد
یا حضرت رسول حسین تو مضطر است
بنگر که چون حسین تو بی‌یار و یاور است
هیهات تو کجایی و کو ذوالفقار تو
امروز دست و ضربت تو سخت درخور است
یا حضرت حسن ز جفای ستمگران
جان بر لب برادر با جان برابر است
ای فاطمه یتیم تو خفته‌ست و بر سرش
نی مادر است و نی پدر و نی برادر است
زین العباد ماند و کسش همنفس نماند
در خیمه غیر پردگیان هیچ کس نماند
یاری نماند و کار ازین و از آن گذشت

آه مخدرات حرم ز آسمان  گذشت
واحسرتای تعزیه
داران اهل بیت

نی از مکان گذشت که از لامکان گذشت
دست ستم قوی شد و بازوی کین گشاد
تیغ آنچنان براند که از استخوان گذشت
یا شاه انس و جان تویی آن کز برای تو
از صد هزار جان و جهان می‌توان گذشت
ای من شهید رشک کسی کز وفای تو
بنهاد پای بر سر جان وز جهان گذشت
جانها فدای حر شهید و عقیده‌اش
که آزاده وار از سر جان در جهان گذشت
آنرا که رفت و سر به ره به ذوالجناح باخت
این پای مزد بس که به سوی جنان گذشت
وحشی کسی چه دغدغه دارد ز حشر و نشر
کش روز نشر با شهدا می‌کنند حشر

 

عظمت های عاشورا
ی احیای دین جدّش حضرت محمد (ص) قیام کرد تا گوهر دین مجدداً درجامعه برپا شود. عاشورا سبب شد تجملگرایی و ظاهرپرستی کمرنگ شود و پیام قدسی پیامبر زنده گردد
.
عاشورا برای اصلاح دین و احیای معروفها بود. امام حسین (ع( در ابتدا به عنوان یک مصلح اجتماعی و بعد به عنوان یک مصلح دینی توانست رسالت خودرا به خوبی به انجام برساند
.
قیام امام حسین(ع) خون را در رگ انسانهای مردهبیدار کرد و باعث حرکت و تکاپو در جامعه گردید. اگر پاس داشت عاشورا صرفاً باروضه خوانی و گریه سپری گردد، بر این قیام عظیم جفا شده است. باید از این الگو که میتواند ذائقه ها را دگرگون سازد، به درستی بهرهبرداری نماییم.اگر برداشتهای عمیق از عاشورا شود، درسهای بزرگی در بردارد که می تواند بستری برای تحول در جامعه باشد.اشکها باید صرف عشق و ارادت به امام حسین (ع) گردد. این عشق سبب پیروی ازامام می گردد که خودباوری را به همراه خواهد داشت.
بخشهای زیادی از عاشورامغفول مانده است. به غیر از رسالت و وظیفهای که بر عهده ی امام حسین (ع) بود شخصیت فردی ایشان نیز بسیار والا و قابل بررسی است.
اصلاح جامعه، به پا داشتن معروف هادر جامعه و رساندن انسانها به عزت، سربلندی و آزادی از جمله رسالتهای امام حسین(ع) بود. آن حضرت اگر حکومت و قواعد تلخ را به رسمیت می شناخت، هم بزرگی خود را ازبین می برد و هم با این بیعت زمینه ی گسترش ظلم و ستم در جامعه را فراهم می آورد.
نگاه حق طلبانه، عزت طلبانه و آزادی خواهان از جمله دیدگاههای عاشورااست. امام حسین(ع) پیروان خویش را نیز به سوی این مسیرها دعوت کرد که ما نیز بایدبه این نگاه ها توجه ویژه داشته باشیم
.
شب عاشورا تراژدی عمیق برای تمام بشریت است. علی ر غم آزادی عمل که شب عاشورا امام حسین(ع) به یاران خویش دادند، انسان هایی   ماندند که می دانستند مرگ در انتظار آنهاست اما دست از خود کشیدند و جاودانه گشتند.

يا حسين شهيد

                                                  واقعه ی عاشورا

موضوع امام حسین(ع)، زندگی و حرکت آن حضرت ، یک برنامه مکتب و نظام فکری است. سنگری است دفاعی برای برافراشته نگه داشتنه پرچم عزت و شرف جامعه بشری. حضرت اباعبدالله الحسین(ع) سمبل استقلال، اخلاص، توحید، اخلاق، شجاعت و در یک کلام همه خوبی هاست. و در این مجموعه ، واقعه عاشورا یک انقلاب، تحول و نهضت است. قیامی است که هم خود فی نفسه موضوعیت دارد، و هم گذشته و آینده بر محور آن تنظیم شده است.
از همین رو خداوند همه انبیا را مامور کرده است تا حادثه عاشورا و حرکت امام حسین(ع) را مطرح نمایند. خداوند جریان حضرت امام حسین را از طریق جبرئیل برای آدم، نوح و ابراهیم و سایر انبیا(ع) بازگو کرده، و انبیا نیز قلب خود را با یاد امام حسین صفا داده و نشان داده اند که یاد امام حسین در متن همه مکاتب است. لذا عاشورا چشمه جوشان حیاتی است که همه از آن بهره گرفته اند. حتی وجود مبارک پیامبر خاتم(ص) نیز از همان روز ولادت حضرت سیدالشهدا(ع)، برنامه آن حضرت را بسیار واضح و روشن مطرح کرده اند. حضرت رسول(ص) روز ولادت حضرت اباعبدالله(ع)، گریه کردند و در پاسخ به سوال از علت این گریه موضوع قتل امام حسین را در همان روز اول ولادت بیان فرمودند.
امیرالمومنین(ع) نیز در ایام جنگ صفین، روزی در عالم رویا جریان کربلا را دیدند. وقتی بیدار شدند گریه کردند. اصحاب عرض کردند: آقا چرا گریه می کنید؟ فرمودند: در عالم رویا حسینم را دیدم که در دریای خون دست و پا می زد. در همین راستا شعار وجود مبارک امام زمان(عج) هم "یالثارات الحسین" است و اولین ندایی که آن حضرت سر می دهند و در عالم مطرح می کنند، احیای جریان کربلا و مطرح کردن حقیقت قیام حسینی است.
و ما نیز هر صبح جمعه ندبه کنان و﴿این الطالب بدم المقتول بکربلا﴾گویان پی خونخواه و منتقم خون حسین و یارانش می گردیم تا وعده الهی ﴿و لقد کتبنا فی الزبور من بعدالذکر ان الارض یرثها عبادی الصالحون﴾ (انبیا 105)

مه، بارقه اى ست در شبستان حسین
شب، حادثه اى ز درد پنهان حسین
هر صبح، ز دامن افق، خون آلود
خورشید برآید از گریبان حسین….

 

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

[ شنبه بیست و هفتم آبان 1391 ] [ 2:46 ] [ یاس سپید ]

[ ]

روایت

   [تصویر: 1322500404_1539_0c095adbaf.gif]

چند روایت درباره اهمیت حجاب در نظر فاطمه زهرا

چند روایت درباره اهمیت حجاب در نظر فاطمه زهرا علیهاسلام: 
حضرت موسی بن جعفر علیه السلام از پدران گرامیش از حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام 
نقل فرمود که: 
روزی شخص نابینایی اجازه ورود خواست. فاطمه علیهاسلام برخاست و چادر به سر کرد. 
رسول خدا 
فرمود: چرا از او رو می‌گیری، او که تو را نمی‌بیند؟ 
فاطمه عرض کرد: او مرا نمی‌بیند، اما من که او را می بینم. و او اگر چه مرا نمی‌بیند ولی بوی مرا که حس می‌کند. 
رسول خدا فرمود: شهادت می دهم که تو پاره تن منی. 

روزی رسول خدا از اصحاب خود پرسید:« نزدیکترین حالات زن به پروردگارش کدام است؟» اصحاب نتوانستند جواب بدهند. این سؤال به گوش فاطمه علیهاسلام رسید. فاطمه فرمود:« نزدیکترین حالات زن به پروردگارش وقتی است که در خانه اش بنشیند (و خود را در کوچه و بازار، جلو چشم نا محرمان قرار ندهد.
) 
وقتی رسول خدا این سخن را شنید، فرمود: فاطمه پاره تن من است. 

امیرالمؤمنین علیه السلام می‌فرماید: روزی رسول خدا از ما پرسید: بهترین کار برای زنان چیست؟ 
فاطمه علیهاسلام پاسخ داد:« بهترین کار برای زنان این است که مردان را نبینند و مردان نیز آنها را نبینند 
رسول خدا فرمود: فاطمه پاره تن من است 

رسول خدا بعد از ازدواج فاطمه علیهاسلام کارها را بین او و علی علیه السلام تقسیم کرد و فرمود کارهای منزل با فاطمه و کارهای خارج از منزل با علی. 
فاطمه علیها سلام می‌فرماید:« هیچ کس نمی‌‌داند من چقدر خوشحال شدم که رسول خدا مرا از ظاهر شدن در پیش چشم مردان معاف کرد. 

روزی فاطمه زهرا سلام الله علیها به اسماء 
فرمود: چه بد است این تخته‌هایی که بدن مرده را برای تشییع جنازه روی آن می‌گذارند! زیرا وقتی زنی را روی آن قرار می دهند و پارچه ای بر بدنش می کشند، حجم بدن او معلوم است. 
اسماء گفت: من که در حبشه 
بودم، می‌دیدم مردم آنجا تابوتی از چوب درست می‌کردند و مرده را داخل آن می‌گذاشتند. 
سپس اسماء با چوب خرما تابوتی لبه‌دار درست کرد و به فاطمه علیهاسلام نشان داد. حضرت فاطمه بسیار خوشحال شد و فرمود:« این خیلی خوب است. وقتی مرده را داخل آن قرار دهند و پارچه‌ای روی آن بکشند، دیگر معلوم نمی‌شود مرده مرد است یا زن.» و فرمود: پس از مرگم، مرا در همین تابوت بگذارید. 

منابع:

بحارالانوار، ج 43، صفحات 91 و 93 و 54 و 81 و 189.

بحار/92/43 اول صفحه -

بحار/189/43 -

بحار1/81/43-

بحار/54/43
 
 

[ یکشنبه بیست و یکم آبان 1391 ] [ 1:21 ] [ یاس سپید ]

[ ]

امام عزیز

                                                                                     

نایت اسکین

                           یاد امام به خیر ....

                                           کعبه ی  دلها بود . خورشید چشم ها.

                                                                         تا گلم را در میان بوستان گم کرده ام

                                                                          اختر تابنده ای در آسمان گم کرده ام*

                                                             چشمه ها ای چشمه ها رخساره ها گلگون کنید

                                                                   چشم سار اشک را در این میان گم کرده ام*

                                                                    مهر او در گوشه ی قلبم فروغ عشق بود

                                                                 چهره ی خورشیدی اش را ناگهان گم کردام*

                                                                    او صفا بخش وجودم بود یا رب رحمتی

                                                                      مظهر مهر و وفا را بی گمان گم کردام*

                                                                   گوهر صدق و صداقت دوش با من بود لیک

                                                                        در دریای ولارا بی گمان گم کرده ام*

                                                                      کاروان سالار یاران بود در وادی عشق

                                                                مشعل بزم هدا را بین چه سان گم   کرده ام *

                                                                    جان جان رادرکران پیکران گم کرده ام

                                                                      لاله ها ای لاله ها دلبند من پیش  شماست 

                                                                 من که اورا در بهشت جاودان گم کرده ام

                                                                       میروم انجا که باشد مرد جاویدخمین

                                                                      من  وجود خویش را در آن مکان گم کرده ام

                                                                           جلوی  روح خدارا  در جهان گم کرده ام 

 

                                                          یادش بخیر...

 

 دستان حیدری اش دل ها را می گشود و از کینه پاک سازی می کرد و آفتاب وجودش بر همه

 می تابید  بی ریا پدر بود برای همه ی فرزندان واقعی ایرانو پیر مرادشان و همه گان وی

 را مرید. هر وقت افتاب جمالش در حسینیه ی جماران طلو ع می کرد و دستان مهربانش

 را برایمان تکان می دادخورشید دیگر روی تابیدن نداشت وپشت ابر ها پنهان می شد.

و نگاهش،چنان نافذ بود که هیچ کس یارای نگاه به سیمای آفتابی اش نبود.

[ شنبه بیستم آبان 1391 ] [ 15:22 ] [ یاس سپید ]

[ ]

درباره وبلاگ

آن چه زماني است که تو: محبوب ما، سرور ما، صاحب ما و آقاي بزرگوار ما بر مسند زرين پادشاهي عالم عدالت مي نشيني! براستي اي صاحب عصر آن چه عصري است؟ و در اين هنگام است که طنين دلنوازالله اکبر گوشم را مي نوازد و اميد بر فرج و ظهورت مي بندم اي بهترين، اي يوسف گمشده زهرا عليه السلام!

آرشیو ماهانه

خرداد 1392
اردیبهشت 1392
فروردین 1392
اسفند 1391
بهمن 1391
دی 1391
آذر 1391
آبان 1391

دیگر امکانات

حدیث

اوقات شرعی



کد آمارگیر